* دلنوشته های وستام *

من نیمه شبی با خواندن کتابی به آینده رفتم

* دلنوشته های وستام *

من نیمه شبی با خواندن کتابی به آینده رفتم

* دلنوشته های وستام *

اینجا سرزمین بازی با واژه هاست.
اینجا مهربانی را مهر ناهنجاری میزنند.
اینجا صفات انسانی را ریشه اش کمتر کسی میداند.

دنبال کنندگان ۵ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
پیام های کوتاه
نویسندگان

۲ مطلب در دی ۱۳۹۴ ثبت شده است

۱ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۴ دی ۹۴ ، ۱۱:۱۳
وستام گودرزی

تو اگر یار گران بودی و من خیره به سر
بدان با تیک تیک زمان ،
غزل میسرایم
مرا حبس زمانت کردی
بی حساب از من گذشتی ،
تو چه دانی که زمین را زندان من است یا پرواز تو
این همه گهر از الفاظ تو نقد گرانیست بر من،
من سوی به درگاه خدایم ذکر است
وستام 
در گاهی از زمان

21 بهمن ماه 1394

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ دی ۹۴ ، ۲۲:۳۸
وستام گودرزی