* دلنوشته های وستام *

من نیمه شبی با خواندن کتابی به آینده رفتم

* دلنوشته های وستام *

من نیمه شبی با خواندن کتابی به آینده رفتم

* دلنوشته های وستام *

اینجا سرزمین بازی با واژه هاست.
اینجا مهربانی را مهر ناهنجاری میزنند.
اینجا صفات انسانی را ریشه اش کمتر کسی میداند.

دنبال کنندگان ۵ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
پیام های کوتاه
نویسندگان

آخر خوشبختیست

يكشنبه, ۱۴ آذر ۱۳۹۵، ۰۲:۱۱ ق.ظ

در زنـدگی هرکس بــاید یک نفر باشد ...
مرد یا زن بــودنش مهـم نیست ...
فقط باید یــک نفـر باشد ...
یک آدم ...
یک دوســــــت ...
یک همـــــــدم ...
یک رفیـــــــــق ...
یک نفـر که جــویای حالــت باشد ...
که نگرانــت باشد ...
که تو را بهتــــر ازخـــــودت بشناسد ...
یک نفر که شماره اش را بگیری و بگویی حالم بد است ..
شنیدن همین یک جمله کافیست تاکار و زندگی اش را تعطیل کند ... 
و خودش را به تو برساند ...
آخر خوشبختــیست !!
یک نفر درزنـــدگیت باشد ...
که تنها نباشی ...
که تنها نمـــانی ...
ارسال توسط پیامک بیان

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۹/۱۴
وستام گودرزی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی