* دلنوشته های وستام *

من نیمه شبی با خواندن کتابی به آینده رفتم

* دلنوشته های وستام *

من نیمه شبی با خواندن کتابی به آینده رفتم

* دلنوشته های وستام *

اینجا سرزمین بازی با واژه هاست.
اینجا مهربانی را مهر ناهنجاری میزنند.
اینجا صفات انسانی را ریشه اش کمتر کسی میداند.

دنبال کنندگان ۵ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
پیام های کوتاه
نویسندگان

وصیت نامه وستام گودرزی

دوشنبه, ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۳:۰۶ ب.ظ


* این متن رسما یک وصیت نامه از طرف من ( وستام گودرزی) میباشد*
سلام به خودم که به جز خیر ، شر هیچ کسی را سود ندانستم.
زادگاهم دلهای خویشانم
دلخوشیهایم نیز...
وفاتم گرچه نزدیک است
لیکن "
تا ابد خوشنودم.
مختصر گویم من از احوال خویش
تو چه دانی درد را در سینه بود یا زمان رفتنم بود.
تو چه دانی گونه هایم سالیان دور خیس بود یا همین تازگیا
تو چه دانی مهر را یارم بود یا هر مهربانی
تو هیچ ندانستی از من
من گم شدم
در آفتاب بی نشانی
که نهان بود از هر نشانی
خسته بودم ،گسسته ای از پیش
عاقب گریه امانت را میبرد از پیش
دل دادم
جان دادم ...
در هست و نیست
در جان تو...
من امانتی از قصه های کودکی بودم
کودکی با چشمان بادامی شکل
من امانتی از تو بودم
و تو وفایت گاه و بی گاه آزارم میداد
و و هیچ ندانی واژه هایم به چه معناست
مرا سلطان ایهام میخواندند
مرا مجازی حال و هوایم میداند
مرا دستی به قلم بود و اشک
و تو گاهی نفهمیدی
میسرایم
آری...
تو هیچ ندانستی
خود گم شده در رویای خویشی
ساده ازمهمان روزهایت گذشتی
شب نیز مهمان بودم
قصه ی دور همی گوش دادی تاکنون
یکی خنده از ذوق
دیگری استاد سخن
من نیز گوشه چشمم سوی دیوار
و باز هم تو هیچ ندانستی که دیوار را اخت عجیبی سوی چشمانم بود.
بودم
من در میان شما بودم
دلدادگی را از تو آموختم
بخشش
احترام
گذشت
صفتهای اهل زمین را
با تو معنا میکردم
این همه اصوات درهم و برهم
با تو چنگ میزدم بارها
در صدای حمیرای زمین
و تو باز هم ندانستی اشک من ، سوی کدامین جوی سرازیرمی شد
اسیر خاکم اکنون
اسیر سفیدی
و تو باز میمانی و رنگ سیاهت
سنگ را من مینویسم
نه خطوطی عربی
نه نام پدر
نه تولد
نه وفات
نه جای شمعی
نه ستونی
ساده مینویسی
"وستام گودرزی"
هر آنکس که قلمی پیش من دارد بستاند
من مدادم رو به پایان است
کاغذم کو
حلالم کن
با جمله" یادش بخیر"
هر آنچه ماند از من ،سوی نگارم
هر آنچه از من ماند ،سوی نگارم
هر آنچه داشتم ، برای نگارم
پس برای اوست
نه برای هر کسی
هرجوری دوست دارین عزا بگیرین برام اصلا مهم نیست ، داربست بزنین یا نه ، قران بخونین یا نه، فقط خاکم کنید و بس
مزاحم دلخوشی هاتون نخواهم شد
دوست من فقط نگارم بود
دوستت دارم نگار، بعد از من نترس از زندگی
طاقت بیار هم نفس
برای همیشه بدرود
وستام گودرزی
بیستم فروردین یک هزار و سیصد و نود و چهار

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی