* دلنوشته های وستام *

من نیمه شبی با خواندن کتابی به آینده رفتم

* دلنوشته های وستام *

من نیمه شبی با خواندن کتابی به آینده رفتم

* دلنوشته های وستام *

اینجا سرزمین بازی با واژه هاست.
اینجا مهربانی را مهر ناهنجاری میزنند.
اینجا صفات انسانی را ریشه اش کمتر کسی میداند.

دنبال کنندگان ۵ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
پیام های کوتاه
نویسندگان

چرا نمیخوای بفهمی

يكشنبه, ۱۴ تیر ۱۳۹۴، ۱۰:۳۳ ب.ظ
چرا نمیخوای بفهمی؟ 
غزل برای دل دیوانه یارم می سرایم
پیر گفت: یار دگر ، خرقه ارزان تو را به تن کرد و آواز خوشبختی سر میدهد.
حالا فهمیدی ؟
مرا پیر خودت کردی و دست تقدیرم نتواند ره مستی ترا خواند.
در زمان برای غزلم. وستام گودرزی 17 اردیبهشت 1392
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۴/۱۴
وستام گودرزی

نظرات (۱)

خیر، برکت، خرسندی، سلامت، خوشبختی و سعادت دنیا و آخرت، توشه شب قدرتان باد.
پاسخ:
از خدای مهربانی برای شما سلامتی و شادمانی ارزو میکنم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی